العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

357

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

آنها ( از مسند امامت ) همّت گماردند و ستم بر آنها را روش خويش قرار داده ، و سنّت پيامبر خود را دگرگون ساختند . و بيزارى از ناكثان ( كه با على عليه السّلام در جمل جنگيدند ) و قاسطان ( در صفّين ) و مارقان ( در نهروان ) آنها كه پرده ( احترام ) پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را دريده و بيعت با امام خويش را شكستند و آن زن ( عايشه ) را از خانه بيرون آوردند ، و با امير المؤمنين عليه السّلام جنگيده و شيعيان را كشتند ( گواهى دهم كه بيزارى از اينها ) واجب است . و بيزارى از كسى كه خوبان را نيست و دربدر نمود ، و رانده‌شده‌هاى ملعون را پناه داد ، و اموال را بين توانگران دست بدست چرخاند ، و بيخردانى چون معاويه و عمرو عاص دو لعنت شده پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را روى كار آورد ، و بيزارى از پيروان آنها كه با امير المؤمنين عليه السّلام جنگيدند و مهاجرين و انصار و اهل فضل و صلاح سابقه‌دار را كشتند ، و بيزارى از سودجويان خودپرست و از ابو موسى اشعرى و وابستگانش ( آنها كه عمرشان را در راه حيات دنياى فانى تباه كردند و به خيال باطل مىپنداشتند نيكوكارى ميكنند ، همين دنيا طلبانند كه بآيات خداى خود كافر شدند ) بولايت امير المؤمنين عليه السّلام ( و روز ملاقات خدا را انكار كردند ) كافر شدند باينكه خدا را ديدار كنند در حالى كه او را امام ندانند ( بدين جهت اعمالشان همه تباه گشته و روز قيامت آنها را هيچ وزن و ارزشى نخواهيم داد ) « 1 » و آنان سگهاى دوزخند . و بيزارى از بتها و آلات قمار پيشوايان گمراهى و رهبران جور از اوّل تا آخر ، و بيزارى از همگنان پىكنندگان ناقه صالح ، اشقياء اولين و آخرين ، و از هر كس آنها را دوست دارد . و دوستى امير المؤمنين عليه السّلام و آنها كه به راه پيامبر خود رفتند و آن را

--> ( 1 ) سورهء كهف آيه 104 و 105 .